بازار جهانی سنگآهن در اکتبر ۲۰۲۶ تحت تأثیر افزایش واردات و انباشت ذخایر چین، کاهش تولید فولاد و اختلاف این کشور با شرکتهای بزرگ معدنی استرالیا قرار گرفته است. با وجود رشد خرید سنگآهن از سوی چین، ضعف تقاضای بخش ساختمان و کاهش سودآوری فولادسازان مانع از رونق مصرف این ماده اولیه شده است. همزمان، پکن تلاش میکند با تقویت قدرت چانهزنی خود، شرایط تأمین و قیمتگذاری سنگآهن را تغییر دهد؛ اقدامی که میتواند بر روند قیمت مواد اولیه و بازار جهانی فولاد اثرگذار باشد.
افزایش واردات سنگآهن چین؛ رشد خرید بدون رونق مصرف
آمارهای منتشرشده نشان میدهد واردات سنگآهن چین در سپتامبر ۲۰۲۶ به ۱۰۹.۸۲ میلیون تن رسید که در مقایسه با ماه قبل از آن، ۱.۲ درصد افزایش داشت. همچنین، مجموع واردات این کشور طی ۹ ماه نخست سال به حدود ۹۵۴.۹۷ میلیون تن رسید؛ رقمی که از رشد ۴.۱ درصدی نسبت به دوره مشابه سال قبل حکایت دارد.
با این حال، افزایش واردات لزوماً به معنای رشد مصرف واقعی در صنعت فولاد نیست. بخشی از مواد اولیه واردشده در انبارها و بنادر باقی مانده و به تولید بیشتر فولاد منجر نشده است. این وضعیت را باید در کنار ضعف بازار ساختمان چین و فشار بر حاشیه سود کارخانههای فولادسازی بررسی کرد.
موجودی سنگآهن در بنادر چین طی هفته منتهی به ۲۳ اکتبر به ۱۵۲.۲۳ میلیون تن رسید؛ سطحی که حدود ۱۴ درصد بالاتر از مدت مشابه سال گذشته بود. افزایش ذخایر در کنار کاهش تولید فولاد، نشان میدهد که رشد عرضه و واردات با تقاضای نهایی بازار هماهنگ نیست.
بر اساس آمار ارائهشده، تولید فولاد خام چین در ۹ ماه نخست سال ۲۰۲۶ با افت ۲.۹ درصدی به ۷۲۴.۷۷ میلیون تن رسید. این کاهش بیانگر آن است که ضعف فعالیتهای پاییندستی همچنان یکی از عوامل محدودکننده مصرف سنگآهن در بزرگترین بازار این ماده اولیه محسوب میشود.
قیمت سنگآهن ۱۹ درصد از اوج ماه مه پایینتر آمد
ضعف تقاضا و افزایش موجودی بنادر، فشار نزولی بر بازار جهانی سنگآهن وارد کرده است. قراردادهای سنگآهن در بورس سنگاپور در ۲۳ اکتبر با قیمت تقریبی ۹۰.۶ دلار به ازای هر تن معامله شدند؛ سطحی که حدود ۱۹ درصد پایینتر از اوج ۱۱۲ دلاری ثبتشده در ۱۱ مه بود.
کاهش قیمت سنگآهن میتواند هزینه تأمین مواد اولیه را برای فولادسازان کاهش دهد، اما اثر آن بر قیمت محصولات نهایی به شرایط بازار وابسته است. اگر تقاضای مصرفی ضعیف باشد، کاهش هزینه مواد اولیه الزاماً به افزایش تولید یا رونق معاملات منجر نمیشود.
علاوه بر این، هزینه انرژی، حملونقل، دستمزد و سایر مخارج عملیاتی در تعیین قیمت تمامشده فولاد نقش دارند. بنابراین، افت قیمت سنگآهن بهتنهایی برای پیشبینی کاهش قیمت محصولات فولادی کافی نیست و باید همراه با شاخصهای تولید، تقاضا و سودآوری کارخانهها بررسی شود.
رقابت پکن با شرکتهای بزرگ معدنی استرالیا بر سر قیمتگذاری
در کنار تحولات عرضه و تقاضا، اختلاف بر سر نحوه تأمین و قیمتگذاری سنگآهن نیز به یکی از محورهای مهم بازار تبدیل شده است. چین حدود ۷۵ درصد سنگآهن حملشده از مسیر دریا را خریداری میکند و همین سهم بالا، قدرت قابلتوجهی در مذاکرات تجاری به این کشور میدهد.
شرکتهای معدنی استرالیایی ریو تینتو، بیاچپی و فورتسکیو از تأمینکنندگان اصلی سنگآهن چین هستند و طبق اطلاعات گزارششده، حدود دو سوم نیاز این کشور را پوشش میدهند. چنین وابستگیای باعث شده روابط میان خریداران چینی و معدنکاران استرالیایی اهمیت زیادی در تعیین شرایط بازار داشته باشد.
گروه دولتی منابع معدنی چین، موسوم به CMRG، در تلاش است با ایفای نقش واسطه میان معادن و فولادسازان، قدرت خرید متمرکزتری برای چین ایجاد کند. هدف این رویکرد، افزایش نفوذ خریداران چینی در مذاکرات و بهبود شرایط قراردادهای تأمین سنگآهن عنوان شده است.
بر اساس گزارش مورد استناد، CMRG به توافقی با شرکت ریو تینتو برای تأمین سنگآهن دست یافته، اما جزئیات مالی این توافق منتشر نشده است. در مقابل، اختلاف با فورتسکیو همچنان ادامه دارد. این شرکت هشدار داده است که در صورت نرسیدن مذاکرات به نتیجه تا پایان سال میلادی، فعالیتهای عملیاتی آن ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرد.
با وجود قدرت خرید بالای چین، وابستگی به عرضهکنندگان بزرگ استرالیایی مانع از آن میشود که پکن بتواند در کوتاهمدت تمام شرایط بازار سنگآهن را بهتنهایی تعیین کند. تغییر در روابط تجاری این دو طرف میتواند بر قراردادهای تأمین، شرایط مذاکره و فضای رقابتی بازار اثر بگذارد.
پروژه سیماندو؛ تلاش چین برای تنوعبخشی به منابع تأمین
وابستگی قابلتوجه چین به معادن استرالیا، اهمیت توسعه منابع جایگزین را افزایش داده است. یکی از پروژههایی که در این زمینه مورد توجه قرار دارد، پروژه سنگآهن سیماندو در گینه است که ظرفیت هدفگذاریشده آن به ۱۲۰ میلیون تن در سال میرسد.
افزایش عرضه از این پروژه میتواند در بلندمدت به متنوعتر شدن منابع تأمین سنگآهن چین کمک کند و گزینههای بیشتری در اختیار خریداران قرار دهد. با این حال، توسعه ظرفیت تولید و انتقال حجم بالای سنگآهن به بازار جهانی به زمان نیاز دارد؛ بنابراین، نباید انتظار داشت که چنین پروژهای بلافاصله وابستگی چین به عرضهکنندگان فعلی را از بین ببرد.
تنوعبخشی به منابع تأمین میتواند قدرت مذاکره خریداران را در بلندمدت افزایش دهد، اما اثر واقعی آن به زمان بهرهبرداری، میزان عرضه قابلدسترس و شرایط بازار جهانی بستگی خواهد داشت.
بازار جهانی سنگآهن زیر تأثیر دو عامل متضاد
تحولات اخیر بازار سنگآهن را میتوان حاصل همزمانی دو روند متفاوت دانست. از یک سو، افزایش واردات و ذخایر چین نشان میدهد که عرضه قابلتوجهی در بازار این کشور وجود دارد. از سوی دیگر، کاهش تولید فولاد و ضعف بخش ساختمان، مانع از افزایش متناسب مصرف مواد اولیه شده است.
در چنین شرایطی، موجودی بالای بنادر میتواند فشار بیشتری بر قیمتها وارد کند؛ بهویژه اگر تقاضای فولاد در ماههای آینده بهبود پیدا نکند. در مقابل، هرگونه افزایش تولید فولاد یا رشد مصرف در بخشهای ساختمانی و زیرساختی میتواند بخشی از این فشار را کاهش دهد.
اختلاف چین با شرکتهای معدنی استرالیا نیز عامل دیگری است که باید در کنار شاخصهای عرضه و تقاضا بررسی شود. تغییر در شرایط قراردادهای تأمین ممکن است بر روابط تجاری اثر بگذارد، اما مسیر قیمت سنگآهن همچنان به تعادل کلی بازار، میزان مصرف و حجم عرضه وابسته خواهد بود.
تأثیر افت قیمت سنگآهن بر بازار فولاد ایران
کاهش قیمت جهانی سنگآهن میتواند یکی از عوامل کاهنده هزینه مواد اولیه در زنجیره فولاد باشد، اما اثر آن بر بازار داخلی ایران لزوماً سریع یا هماندازه افت قیمت جهانی نخواهد بود. ساختار تولید، هزینه انرژی، محدودیتهای برق و گاز، نرخ ارز، هزینه حملونقل و وضعیت عرضه و تقاضای داخلی نیز بر قیمت محصولات فولادی تأثیر میگذارند.
به همین دلیل، کاهش قیمت سنگآهن ممکن است در شرایطی به کاهش هزینه تولید کمک کند، اما اگر سایر هزینهها افزایش یابند یا عرضه محصولات محدود باشد، اثر آن بر قیمت نهایی شمش، میلگرد و تیرآهن محدود خواهد ماند.
برای تحلیل دقیق بازار آهن ایران، باید قیمت جهانی مواد اولیه در کنار هزینه تولید داخلی، وضعیت عرضه کارخانهها و قدرت خرید مصرفکنندگان بررسی شود. اتکا به یک شاخص جهانی نمیتواند تصویر کاملی از مسیر قیمت محصولات فولادی ارائه دهد.
چشمانداز بازار سنگآهن و فولاد در ماههای آینده
مسیر آتی بازار سنگآهن به چند عامل کلیدی وابسته است: روند تقاضای فولاد در چین، تغییرات موجودی بنادر، میزان تولید کارخانههای فولادسازی و نتیجه مذاکرات این کشور با شرکتهای معدنی استرالیا.
اگر رکود بخش ساختمان ادامه پیدا کند و ذخایر سنگآهن در سطوح بالا باقی بماند، احتمال تداوم فشار نزولی بر قیمت این ماده اولیه وجود خواهد داشت. در مقابل، اجرای سیاستهای حمایتی مؤثر در بخش مسکن و زیرساخت یا افزایش تقاضای فولاد میتواند روند بازار را تغییر دهد.
در حوزه تجاری نیز، نتیجه مذاکرات CMRG با تأمینکنندگان بزرگ و پیشرفت پروژههای جایگزین مانند سیماندو میتواند بر ساختار تأمین سنگآهن در بلندمدت اثر بگذارد.
در مجموع، رصد همزمان قیمت سنگآهن، موجودی بنادر چین، تولید فولاد خام و تحولات قراردادهای تأمین برای ارزیابی روند بازار ضروری است. فعالان بازار فولاد ایران نیز باید این شاخصها را در کنار نرخ ارز، هزینه انرژی و وضعیت تقاضای داخلی دنبال کنند تا ارزیابی دقیقتری از تغییرات احتمالی قیمت آهنآلات داشته باشند.
برای مشاهده جدیدترین اخبار و مقالات بازار ورق سیاه، به وبسایت رسمی آهن برکت سر بزنید.