افزایش قیمت در زنجیره فولاد همیشه نتیجه رشد تقاضا یا بالا رفتن هزینههای تولید نیست؛ گاهی تغییر در مقررات و شیوه قیمتگذاری نیز میتواند مسیر بازار را دگرگون کند. ابلاغیه جدید بورس کالای ایران درباره قیمت پایه گندله سنگآهن، نمونهای از همین تغییرات است که اثر آن فراتر از معاملات یک محصول معدنی ارزیابی میشود.
بر اساس این ابلاغیه، محدودیت پیشین قیمتگذاری گندله بر مبنای نرخ صادراتی حذف شده و قیمت پایه این محصول در عرضههای جدید افزایش قابلتوجهی پیدا کرده است. رشد بیش از ۳۵ تا ۴۲ درصدی قیمت در فاصله یک هفته، این پرسش را مطرح میکند که تصمیم جدید چه تأثیری بر هزینه تولید فولاد خواهد داشت و آیا بازار محصولات نهایی توان جذب این افزایش را دارد؟
تغییر فرمول قیمتگذاری و جهش بهای گندله
ابلاغیه ۲۷ مهرماه بورس کالای ایران که اجرای آن از ۳ آبان آغاز میشود، گندله سنگآهن را از محدودیت قبلی مرتبط با نرخ صادراتی خارج میکند. با اجرای این تصمیم، قیمت پایه گندله دیگر الزاماً به سقف تعیینشده بر اساس نرخ صادراتی محدود نخواهد بود؛ موضوعی که امکان افزایش نرخ عرضه داخلی را فراهم میکند.
مقایسه قیمتهای اعلامشده پیش و پس از اجرای این تغییر، ابعاد افزایش را روشنتر میکند. قیمت پایه گندله که در هفته گذشته بین ۱۳ هزار و ۹۱۷ تا ۱۶ هزار و ۲۹۸ تومان به ازای هر کیلوگرم بود، در عرضههای جدید به محدوده ۱۹ هزار و ۸۲۰ تا ۲۲ هزار و ۳۸ تومان رسیده است.
این تغییر به معنای افزایش ۴۲.۴ درصدی کف قیمت پایه و رشد ۳۵.۲ درصدی سقف آن در مدت یک هفته است. چنین جهشی میتواند ساختار هزینهای واحدهای فولادی را تحت تأثیر قرار دهد؛ بهویژه در شرایطی که افزایش هزینه مواد اولیه لزوماً با رشد درآمد حاصل از فروش محصولات نهایی همراه نیست.
البته باید توجه داشت که قیمت پایه بورس کالا با قیمت نهایی معامله یکسان نیست. نرخ پایه، مبنای آغاز عرضه محسوب میشود و قیمت نهایی به شرایط رقابت، میزان تقاضا و نحوه انجام معاملات بستگی دارد. بنابراین، برای ارزیابی اثر واقعی ابلاغیه باید علاوه بر قیمتهای اعلامشده، نرخ معاملات قطعی و حجم خریدوفروش را نیز بررسی کرد.
افزایش قیمت در شرایط محدودیت صادرات
یکی از مهمترین ابهامهای این تصمیم، همزمانی آن با شرایط نامطلوب بازار صادراتی مواد اولیه فولاد است. طبق اطلاعات گزارششده، گندله و کنسانتره سنگآهن ایران حتی با نرخهای فوب ۷۸ و ۶۳ دلار به ازای هر تن نیز در بنادر با کمبود خریدار مواجه بودهاند و صادرات این دو محصول عملاً متوقف شده است.
این وضعیت پرسشی اساسی ایجاد میکند: وقتی فروش صادراتی با محدودیت روبهروست، چه عواملی میتوانند افزایش قابلتوجه قیمت داخلی را توجیه کنند؟
در شرایط معمول بازار، کاهش تقاضا و باقی ماندن محصول در سمت عرضه میتواند قدرت چانهزنی خریداران را افزایش دهد. بااینحال، هنگامی که فرمول قیمتگذاری تغییر میکند، قیمت پایه ممکن است از روندی که عرضه و تقاضای واقعی بهتنهایی ایجاد میکنند فاصله بگیرد. در چنین وضعیتی، افزایش قیمت اعلامی الزاماً به معنای افزایش ارزش صادراتی یا بهبود شرایط فروش محصول نیست.
این نخستین تغییر در قیمتگذاری مواد اولیه نیز نیست. از اوایل مردادماه، قیمت پایه کنسانتره و گندله با افزایش ۱.۵ واحد درصدی روبهرو شده بود؛ تصمیمی که اعتراض انجمن فولاد آلیاژی را در پی داشت. تکرار این روند، بحث درباره نحوه توزیع هزینهها و منافع میان بخش معدنی و فولادسازی را جدیتر میکند.
اگر قیمت مواد اولیه در داخل افزایش یابد، اما بازار محصولات فولادی همچنان با تقاضای محدود مواجه باشد، تولیدکنندگان پاییندستی ممکن است با افزایش هزینههایی روبهرو شوند که امکان جبران کامل آنها از طریق فروش وجود ندارد.
چگونه افزایش قیمت گندله به بازار فولاد منتقل میشود؟
گندله یکی از مواد اولیه اصلی در مسیر تولید آهن اسفنجی و فولاد است. ازاینرو، افزایش بهای آن میتواند هزینه تولید را در مراحل بعدی زنجیره بالا ببرد. بااینحال، میزان اثرگذاری این افزایش به عوامل مختلفی از جمله سهم گندله در هزینه تمامشده، موجودی انبارها، شرایط قراردادهای تأمین، بهرهوری واحدهای تولیدی و قیمت فروش محصولات وابسته است.
به همین دلیل، رشد بیش از ۴۰ درصدی قیمت پایه گندله را نمیتوان معادل افزایش همین میزان در قیمت فولاد یا آهنآلات دانست. آنچه اهمیت دارد، میزان افزایش هزینه واقعی تولید و توان شرکتها برای انتقال این هزینه به خریداران است.
در بازار آهنآلات، نرخ ارز، هزینه انرژی، قیمت شمش، شرایط عرضه و تقاضا و انتظارات فعالان بازار نیز نقش مهمی دارند. افزایش قیمت مواد اولیه میتواند فشار صعودی تازهای ایجاد کند، اما در صورت ضعف تقاضا، این فشار ممکن است به کاهش حاشیه سود تولیدکنندگان یا افت حجم معاملات منجر شود.
برای مثال، قیمت میلگرد علاوه بر هزینه تولید، از وضعیت بازار شمش، میزان فعالیتهای ساختمانی و قدرت خرید مصرفکنندگان تأثیر میپذیرد. در بازار پروفیل نیز قیمت ورق فولادی، هزینههای تبدیل و میزان تقاضای صنایع مصرفکننده از عوامل تعیینکننده هستند.
بنابراین، افزایش قیمت در بخش معدنی میتواند بر محصولات پاییندستی اثر بگذارد، اما شدت این تأثیر در همه محصولات یکسان نخواهد بود. اگر بازار توان پذیرش نرخهای جدید را نداشته باشد، تولیدکننده ممکن است نتواند تمام افزایش هزینه را در قیمت فروش منعکس کند.
دو سناریو برای آینده بازار آهنآلات
روند بازار در هفتههای پیش رو تا حد زیادی به واکنش خریداران، نتایج معاملات بورس کالا و وضعیت تقاضای محصولات فولادی وابسته است. در این میان، میتوان دو سناریوی اصلی را در نظر گرفت.
در سناریوی نخست، اگر قیمت پایه جدید در معاملات تثبیت شود و سایر هزینههای تولید نیز در سطح بالا باقی بمانند، احتمال افزایش انتظارات صعودی در بازار محصولات فولادی وجود دارد. در چنین شرایطی، تولیدکنندگان ممکن است برای جبران هزینههای بیشتر، نرخهای فروش خود را افزایش دهند. بااینحال، تحقق این روند به میزان تقاضا و امکان فروش محصولات با قیمتهای بالاتر بستگی خواهد داشت.
در سناریوی دوم، بازار توان جذب افزایش قیمت مواد اولیه را نخواهد داشت. در این وضعیت، خریداران ممکن است خریدهای خود را کاهش دهند یا به تعویق بیندازند و تولیدکنندگان نیز با افت حاشیه سود مواجه شوند. حتی در صورت بالا ماندن قیمتهای پایه، ضعف معاملات میتواند مانع از افزایش پایدار قیمت محصولات نهایی شود.
برای تشخیص اینکه کدام مسیر محتملتر است، باید چند شاخص را بهصورت همزمان دنبال کرد: قیمت نهایی معاملات گندله در بورس کالا، حجم خرید خریداران، روند قیمت شمش و محصولات فولادی و میزان تقاضای واقعی در بازار داخلی. صرف افزایش نرخهای اعلامی برای نتیجهگیری درباره روند قطعی بازار کافی نیست.
شفافیت قیمتگذاری؛ حلقه مهم سیاستگذاری فولاد
موضوع اصلی در بررسی ابلاغیه جدید، صرفاً موافقت یا مخالفت با افزایش قیمت نیست؛ بلکه ضرورت روشن بودن مبنای قیمتگذاری و ارتباط آن با شرایط واقعی بازار است. قیمت پایه باید بهگونهای تعیین شود که رابطه آن با هزینه تولید، ارزش صادراتی قابل تحقق و وضعیت عرضه و تقاضا برای فعالان بازار قابل ارزیابی باشد.
اگر قیمت داخلی از نرخ صادراتی فاصله بگیرد، لازم است دلایل اقتصادی این اختلاف مشخص باشد. در غیر این صورت، احتمال دارد افزایش هزینه در ابتدای زنجیره بدون آنکه ارزش افزوده بیشتری ایجاد کند، به بخشهای بعدی منتقل شود و فشار مالی تولیدکنندگان فولاد را افزایش دهد.
در نهایت، جهش قیمت پایه گندله را باید فراتر از یک تغییر در مقررات معاملاتی بررسی کرد. اثر واقعی این تصمیم زمانی روشن میشود که مشخص شود معاملات با چه نرخهایی انجام میشوند، خریداران چه واکنشی نشان میدهند و بازار محصولات نهایی تا چه اندازه توان پذیرش هزینههای جدید را دارد. اگر رشد قیمت مواد اولیه با افزایش متناسب تقاضا همراه نباشد، احتمال تشدید فشار هزینهای در زنجیره فولاد و اثرگذاری آن بر قیمت آهن همچنان وجود خواهد داشت.
برای مشاهده جدیدترین اخبار و مقالات بازار ورق سیاه، به وبسایت رسمی آهن برکت سر بزنید.